сайт услуг
32:27
143976
32:27
143976
¶ او کمی عجیب است، چشمانش خیلی دور است، اما او خوب است ¶
من آن مرد را خیلی سخت سوار می کردم، هر چیزی را سوار می کردم.
و دیدی چطور چشمان سبزه با دیدن پول روشن شد؟ حیاش کجا رفت... و به او داد در الاغ!